لطفا یک منو را به مکان منوی اصلی زیر اختصاص دهیدمنو

استراتژی تولید

استراتژی تولید در سازمانهاو نقش تعیین استراتژی

473بازدید

خلاصه اجرايي :

براي موفقيت دربازارهاي رقابتي داراي حساسيت روز افزون نسبت به زمان، كسب و كارها نيـاز بـه سـاخت فراينـدهايي دارند كه سريع، منعطف و با قابليت تطلبق سريع با تغيير باشند. براي دستيابي به اين هدف معـين ، نيـاز بـه راه حلهـاي ادغامي اي دارد كه زنجيره هاي عرضه را به فرايندهاي كارگاه ، تجهيزات توليد و سيستمهاي يكپارچـه مـشتري محـوركارگاه ، متصل كند . SAP با تجربه وسيعش در صنعت ، پيشتاز توسعه دهنده جهاني اين چنين راه حلهايي است .
فرايندهاي منعطف ، سريع و انطباقي – كليدي براي توليد رقابتي

مقدمه اي بر توليد تطبيقي

از دهه گذشته ، كسب و كارهاي رقابتي به سختي تلاش م ي كنند تا ميـزان ظرفيـت و موجـودي را در زنجيـره عرضـه  كاهش دهند. اين ابتكارات و پيش قدمي ها منجر به بهبودهاي جالبي در كارايي عملياتي و نيـز فوريـت زنجيـره تـامين پاسخگو و ناب شده است . اينها گام مهمي در جهت صلاحيت و رقابت پذيري هستند . ولي براي دستيابي بـه موقعيـت  رقابتي كامل ، يك شركت بايد زنجيره تامين خود را در درون عمليات توليدش ادغام كند.
زنجيره هاي تامين ، به طور استعاره اي ، شاهرگهايي هستند كه خون را به جاهاي مهم حمل و توزيع مي كننـد كارگـاه همانند قلب است كه خون را پمپ مي كند . شاهرگ هاي توزيع روان براي كارايي كسب و كار حياتي هستند؛ ولي تنها زماني كه توسط فرايند توليد حمايت شوند ، در مواقع مورد نياز بـراي تغييرشـرايط ، جـواب خواهنـد داد . توليـد – قلـب زنجيره تامين – هنوز يك مشكل متحد براي فرايند ساده و موثر در نيامده است .

يكپارچگي ؛ دغدغه امروز

همچنانكه زنجيره هاي تامين در حال خطي شدن و سطح بالاي (موجودي ، ظرفيت و نيروي كار) در حال تحليل رفـتن هستند ، شركت هايي كه توانايي هاي توليد آنها ، توان پاسـخگويي سـريع بـه تقاضـاي متغييـر را نـدارد ، بـه صـورت تصاعدي آسيب پذير مي شوند . اين شركت ها ، در حال حاضر ، در حال جستجو براي روش هايي هستند بـراي اتحـاد تمام فعاليت هاي توليدشان و نيز برقراري ارتباطشان با زنجيره تامين مي باشند . اما به اين دليل كه آنها در يـك سـري محيط هاي محلي و كوچك كار مي كنند ، راهنمايي هايي كه در دسترس آنها مي باشند براي حل مشكلاتشان ناكـافي مي باشند و آنها در يك كاربرد وسيع صنعت شكست خواهند خورد . و اين است دليل تمركز بيشتر زنجيره هـاي تـامين بر رو ي ايجاد اندوخته از طريق بهينه سازي موجودي (با كاهش مواد خام ، كار در جريان ساخت و كالاي ساخته شده ) ولي اندوخته بيشتر با ايجاد رابطه اي با زنجيره تامين ، امكان پذير است . در يك شركت توليدي معمولي ۴۰ – %۷۰ %از دارايي كل در زنجيره تامين ، ثابـت هـستند (كارخانـه و ماشـين آلات )
شركت هايي كه همانند اهرم از اين دارايي هاي ثابت به صورت بهره ور كار مي كشند ، قادر به ايجاد سود بيشتر از حـد نرمال هستند . مثال هاي بسياري وجود دارند . برخي از شركت هاي اتومبيل سازي درجه يك جهان ( به خـاطر فلـسفه توليد ناب ) و برخي از كاراترينهاي توليد كامپيوتر ( به خاطر توانايي هاي توليد منعطف و مشتري محـور) از صـلاحيت و مزيت توليدشان به عنوان اهرمي براي ايجاد مزاياي مالي اي كه آنها را خيلي از همتاهايشان جلـو اند اختـه اسـت ، كـاركشيده اند .

حركت در جهت توليد تطبيقي

توليد تطبيقي ، شركت ها را قادر به توليد كاراي كالاها و مديريت فعالانه تغييـر پـذيري مـي سـازد . توليـد كـارا نيازبـه سيستمي با برنامه ريزي كارا و توانايي اجرايي دارد. مديريت فعال نياز به سيستمي دارد كه بتواند سريعا هـر اسـتثنايي راكه بر توليد اثر مي گذارد را احساس كند و به آن پاسخ دهد تا بتواند فرايند توليد را يكپارچه سازد. براي ايجاد فرايند توليدي كه دائما درحال تطبيق است ، شركت ها بايد :
به صورت زيركانه از كاربردها و تكنولوژي همچون اهرمي براي اتـصال بـه عمليـاتي “طـرح ريـزي – اجـرا – احساس – پاسخ – يادگيري ” بهره بگيرد.
برقراري ارتباط يكپارچه فرايندهاي كارگاه ، تجهيزات توليد و سيستمهاي كارگاه با عمليات زنجيره تامين توليد تطبيقي بايد همانند يك فرايند حلقه بسته (end- to- end (با روابط كيپ ما بين كارهاي توليد و سـاير كارهـاي مهم مجاور و مخصوصا تكنولوژي اي كه اين كارها را در عرض توليد و توزيع شده ، ممكن مـي سـازد مـديريت شـود .اينچنين شبكه هاي يكپارچه اي ، توانايي هاي همكاري و ديده شدن فرايند را كه براي ساختن يك مجموعـه توليـدي تطبيقي ، كليد هستند را امكان پذير مي سازد. SAP بزرگترين تهيه كننـده جهـاني نـرم افزارهـاي توليـدي بـا ارزش ، كارهاي توليدي انسان – محور را توسعه و ارتقا مي دهد كه به صورت غير قابل نفوذي بر روي كارهاي زنجيـره تـامين يكپارچه تسلط پيدا كرده اند و با ارائه بهترين و سودآورترين راه حلهاي در دسترس براي كسب و كار ، مشتريان را نيـز تامين مي كند.

گزاره ارزش ساخت

شركت هايي كه گروه هاي همتايشان را رهبري مي كنند هميشه گردش بيشتري براي دارايي هايشان دارند . كه معمولا منظور ، ROA مي باشد (assets on Return (ROA به صورت مستدلي ، كليدي تـرين شـاخص عملكـرد بـراي اندازه گيري ميزان تاثير توليد مي باشد.
بر حسب رياضيات ، ROA تابع مستقيمي از سود خالص و گردش دارايي توليد از طريق كمـك كـردن بـه بهبـود خـط بالاي فروش ها ، همانند كم كردن خط پايين هزينه ها ، بر سود خالص تاثير مي گذارد . و همچنين بر درآمد فروش نيز  از طريق توان عملياتي ارتقا يافته در سطح پايين كارخانه ، سطح خدماتي بهبود يافته و زمـان ورود بـه بـازار سـريعتر( ازطريق يكپارچگي با مهندسي ، طراحي و عمليات زنجيره تامين ) اثر مي گذارد. و بر هزينه ها نيز از طريق گردش دارايي اثراتي دارد. دو نوع گردش دارايي وجود دارد: ثابت و متغير. منظور از گردش دارايي ثابت ، ماشـين آلات و تجهيـزات در سطح پايين كارخانه مي باشد و مراد از گردش دارايي متغير ، موجودي است كه تحت فشار توليد قرار دارد . اين موجودي مي تواند به صورت ماده خام (RM (كار در جريان ساخت (WIP (و يا كالاي ساخته شده (FG (باشد . شكل ۱ اجـراي تشكيل دهنده معادله ROA و ماتريس هاي عملياتي اصلي اي كه به طور مستقيم توسـط عمليـات سـاخت تـاثير مـيپذيرند را نشان مي دهد.

از تمام دارايي هاي موجود در شبكه هاي زنجيره تامين ( همچون گونـه هـاي مختلـف موجـودي و نيـز دارايـي هـاي سرمايه اي چون زمين ، ماشين آلات  ، انبار وتجهيزات حمل ) ۷۰ تا ۴۰ درصد به صورت مستقيم به عمليـات سـاخت مرتبط هستند . مطمئنا هر كارايي قابل حصولي در اين عمليات ، مي تواند تاثير مهمي در سودآوري شركت داشته باشد.
پتانسيل براي پس انداز ها ، يك انگيزه قوي اي است كه براي ساختن يك توانايي توليد تطبيقي كه بتواند اق تصاد قلمرو و مقياسي را با استفاده هوشمند از دارايي هاي شركت و نيز توليد نزديك به زمان واقعي ، به صورت كارا مديريت كند .

چالشهاي توليد :

علي رغم بهبودهاي مهم در كارايي هاي توليد در چند سال اخير ، توليد نزديك به تقاضا در زمان واقعي ، در گفتار ساده تر از عمل است . مخصوصا در محيط كسب و كار كه تغيير پذيري بـه صـورت پيوسـته افـزايش مـي يابـد . برخـي از محركات داراي قابليت پاسخگويي به اين افزايش در تغيير پذيري عبارتند از :

۱ -امكانات توليد جزء جزء شده مكانهاي توليد واقع در هر جاي جهان ، تقاضا براي قابليـت ديـدن و همكـاري رادارند. { هر جزئي مي خواهد كل و كساني را كه همكاري مي كنند را ببينند}.

۲ -سفارشي سازي انبوه . افزايش سريع تقاضا براي تنوع محصول در عرض صـنعت ، چـالش هـايي را در زمينـههايي چون ظرفيت توليد و برنامه ريزي منابع به وجود آورده است .

۳ -كوچك شدن چرخه هاي زندگي . چرخه هاي زندگي محصول سريعا در حال كوتـاه شـدن اسـت و منجـر بـهچالشهايي در زمينه هايي چون زمان چرخه ساخت ، بهره وري و مديريت موجودي شده است .

۴ -شتاب پاسخ دهي ، قدرت دهي به مشتري ، مديران را وادار به هدف قرار دادن سطح جديدي از انعطاف پذيري كرده و چالشهايي چون آرايش و گسترش نيروي كار و هزينه هاي ظرفيت توليد بالا به وجود آورده است .

۵ -كيفيت صفر نقص كيفيت مورد نياز محصول به صورت تـصاعدي سـخت مـي شـود و باعـث شـده تـا توليـدكنندگان بر روي ” صفر نقص ” تمركز كنند.

بخاطرچالشهاي تكنولوژي ويژه اي كه بر قابليت ديده شدن و همكاري و پاسخگويي پيشين تاثير مي گذراد ، شدت ايـن چالشها فزوني يافته است . چالشهاي تكنولوژي عبارتند از :

۱ -تمرينات اختصاصي . مجموعه اي اختصاصي از ميناجيها ، برنامه ها و معاهده نامـه هـاي ارتبـاطي در سـطوح پايين كارخانه استخراج اطلاعاتي را براي مركز داده مشكل مي كند.

۲ -تواناييهاي مدلسازي محدود . بيشتر سيستمهاي برنامه ريزي محدود و ميان مدت (جامع ) ناجور هستند و قـادربه مدلسازي سريع و كارا در سطوح دانه دانه ، براي زمانبندي مقتضي نمـي باشـند . ادغـام داده هـاي برنامـهريزي جامع و برنامه ريزي محدود نيز چالشي را به وجود مي آورد.

۳ -مديريت داده ها . رشد بسيار زياد مجموعه داده و نيز نيازمنديهاي تحليل ( اگر چـه بـه عنـوان بحـث كليـدي مطرح است ) به خاطر فقدان تواناييهاي تحليلي و ادغامي ، به تعويق افتاده است .

۴ -قابليت مشاهده سطح پائين كارخانه . سيستمهاي فعلي امكان گسترش دو جهته كمي را مقـدور مـي سـازند زمانبندي ريز شده موجودي و خط توليد در سطوح كف كارخانه ، قابل مشاهده نيست تا بتوان به برنامه ريـزي و سيستم اجرا پرداخت سطح پايين ، به ندرت ديدن به تغييرات دقيقه آخر سفارشات مشتري دارند . ايـن عـدم ديدن يك تاثير مارپيچي بر برنامه ريزي توليد آينده دارد و بر چگونگي استفاده از منابع نيز اثر مي گذارد.

۵ -قابليت رديابي . عدم توانايي رديابي ، دوباره كاري و ديدن WIP به صـورت سيـستماتيك ، تلاشـهاي برنامـه ريزي منابع را به تعويق مي اندازد و بر ظرفيت تاثير مي گذارد.

اين چالشها نشان ميد هند كه توليد كردن به صورت سنتي مطلق ( كه بر اساس فلسفه فشار و توليد براي ذخيره آنهم با ديد كمي نسبت به تقاضاي واقعي مي باشد) در محيط كسب و كار فعلي موفق نخواهد شد . جدول ۱ ويژگيهايي كه مي توانند شكست ها را قادر به تطابق با محيط پوياي فعلي كنند را جدا ساخته است . شركت هاي موفق ، از توانـايي هـاي توليد انطباقي براي اتحاد كيپ وسايل توليد پراكنده شده در عمليات زنجيره تامين و با قابليت داشتن ديد ارتقا داده شـدهو همكاري ، توليد انطباقي را نهايتا امكان پذير خواهند ساخت .

نقشه جاده توليد : ازفشاري تا تطبيقي

در قياس با زنجيره تامين اوايل دهه ۱۹۹۰ ، حركت انقلابي توليد در حال حاضر بـه بلـوغ نـسبي رسـيده اسـت و حتـي چندين فاز از مرحله را طي كرده است . جدول ۲ ، تكامل مراحل مختلف توليـد را از توليـد فـشاري دهـه ۷۰ تـا توليـد تطبيقي كه تمرين ” سريعا استاندارد شدن ” است را توضيح مي دهد . جدول ۳ ويژگي هـاي كليـدي هـر يـك از ايـن مراحل را نشان مي دهد.
اين مهم است كه بفهميم كه ممارست در روش توليد جديدتر ، آن را جـايگزين گونـه قـديمي نمـي كنـد ، بلكـه قـصد آميختن بهترين ها از شيوه توليد قديمي و جديد را دارد تا بتواند احتياجات كسب و كار فعلي را جواب دهد.
بنابراين ، اگر چه فلسفه هاي توليدي گوناگوني همچون فشاري ، ناب و منعطف در حال حاضر وجود دارنـد، ولـي هـيچكدام به صورت خالص در يك نمود واقعي اعمال نمي شوند .

توليد فشاري

دهه ۱۹۷۰ . عرصه توليد فشاري بود. در آن زمان شركت ها تمركز اوليه شان بر ايجاد ظرفيـت و حـداكثر كـردن تـوان توليد بود . تنوع محصول هيچ جا ، نزديك به چالش امروزي نبود و هميشه همه آن چيزهايي كه توليد مي شدند مبنـاي پيش بيني آينده بودند. در اين دوره ، فوريت و معروفيت واقعي MRP ) به عنوان ابزار كليدي ارتقاي بهره وري ) ، ديده شد. اين دوره تنها در زمينه MRP براي مديريت موجودي نمود پيدا نكرد، بلكه در اواخر دهه ۱۹۷۰ بحث فوريت MRPII را نيز بـه وجـود آورد و شركت ها را قادر ساخت تا يك CRP سيستماتيك را انجام دهند . براي اولين بار ، چرخـه بـاز فـوري توسـط CRP ايجاد شد كه در مواقعي كه ظرفيت كافي در دسترس نبود ، هشدار مي داد.

توليد ناب

بعد از دهه توليد فشاري ، نوبت به عرصه توليد ناب رسيد : كه توسط ژاپن و با JIT يا همان توليـد كشـشي بـه جهـانمعرفي شد . اصول تمركز يافته توسط فلسفه توليد ناب ، حداقل كردن هر گونه ضايعات و توليد محـصولات بـا كيفيـت بود . دوباره كاري به عنوان بدترين ضايعات مد نظر قرار گرفت و يكي از ماتريسهاي اوليه توليد ناب ، كيفيت “گذر اول ” مي باشد .
بزرگترين تاثير توليد ناب ، كاهش ضايعات بوده و فلسفه اي است كه در محيطي با تنوع محصولي كم و تقاضاي نـسبتاايستاي مشتريان ، خوب كار مي كند . با تمركز بر محصول محدودي كه با تقاضاي قابل پـيش ب ينـي نـسبي ، آميختـهشده است . بسياري از كارگاه هاي ناب دهه ۱۹۸۰ ، نقشه هاي قرار دادي را به اجرا گذاشتند كه به دنبال فلـسفه توليـدكاملا فشاري كه بر ظرفيت ساختمان تمركز داشت ، بودند . صنعت خودرو از توليـد نـاب سـود بـسياري بـرد و بهتـرين درسي كه از اين صنعت مي توان گرفت ، تنبيه چندين بخش صنعت مي باشد .

توليد منعطف :

اواخر دهه ۱۹۸۰ و اوايل ۱۹۹۰ ، شاهد حتميت توليد منعطف بود . اين پديده فرا صنعتي ، پاسخي بـود بـراي بازارهـايفرارتر ، ازدياد فراوان محصول ، چرخه هاي زندگي كوتاهتر ، تواناييهاي پاسخ سريعتر و خريدارهاي خبره ش ده تر. همـه اين عوا مل ، پيچيدگي كسب و كار را به طور چشمگيري افزايش دادند و منجر به از كار افتـادگي اصـول نـاب كـه بـرتقاضاي ايستا و تنوع محصولي نسبتا كم تمركز مي كرد، شد .
در اين محيط جديد، پاسخگويي و در دسترس بودن محصول ، براي نگهداري فروشها و سهم بـازار ، كل يـدي بـود نـد . انعطاف يك استراتژي ضروري شد . توليد منعطف ، سود را از تكثير محصول و اعتياد انبوه در اقتصادهاي با قلمـرو زيـاد استخراج كرد. توليد منعطف همچنين دركها را از ماشينها و تجهيزات چنـد هدفـه ، كـارگران چنـد مهارتـه ، تكنولـوژياطلاعاتي ، خرده فروشان توسعه يافته و كارمندان غير مستقيم با آموزشي بالا بسط دادند. اما ، توليد منعطف ، بدون عيب و نقصهايي نبوده است كه مهمترين آنها هزينه انعطاف پذيري است . شـركتها فهميدنـدكه اگر چه يه كمي ظرفيت منعطف بيشتر ، اجازه مديريت بهترتنوع را مي داد امـا توليـد از طريـق مقاطعـه كـار نيـز در راستاي رشد و ترقي اي با همين هدف مناسب بود. بدين گونه بود كه عرصه برون سپاري شـروع شـد . مقاطعـه كـاري يك تاثير مهيج بر ساختار هزينه شركت داشت . تكه هاي بزرگي از هزينه هاي ثابت ، ناپديد شدند . از طرف ديگـر ، بـابرونسپاري كنترل نيز از دست خارج شد. همزمان با خروج توليد از چهار ديواري شركت ، قابليت ديـده شـدن نيـز يـك نگراني بزرگ شد . تمركزها به تواناييهاي همكاري معطوف شد و تكنولوژي نيز به سوي تاثير بـزرگ بـر توانـايي ديـدهشدن و هم كاري حركت كرد.
واخر دهه ۹۰ و اوايل صده جديد، تاثيرات شگرفي در بهره وري توسط تكنولوژي رخ داد . مزاياي كارايي توليـد فـشاري مزاياي كيفيتي توليد ناب و مزاياي پاسخوگويي توليد منعطف ، همه عوامل موثر بر ساختن بازار هموار شدند . بـه خـاطرحضور در همه جا در آن واحد اطلاعات و اينترنت ، مشتريان با مثابه پادشاهي تـاج گـذاري كـرده انـد و شـركتها بـرايموفقيت بايد به صورت سريع و كارا با تقاضاهاي متغير مشتريان انطباق حاصل كنند.

توليد تطبيقي ، ويژگي كليدي اي است كه منجر به اين موفقيت مـي گـردد. قابليـت اطبـاق ، دو مشخـصه اوليـه دارد.
انعطاف و شتاب . قابليت انعطاف پذيري يك واحد توليدي را قادر مي سازد تا توليد در مقيا س كارايي را داشـته باشـد درحاليكه شتاب ، توانايي آن را در عوض كردن جريان عمليات سريعتر مي كند . و امكان گذار از حالت بارگذاري محصولحجم زياد / تنوع كمتر به حجم بالا / تنوع بالا را نيز فراهم مي سازد. ويژگي هاي توليد انطباقي براي دستيابي به تنـوعو شتاب مورد نياز از طريق برقراري رابطه مابين تكنولوژي و فرايندهاي كارگاه ، تجهيزات توليد و سيـستمهاي كارگـاه،توسط همگان پذيرفته شده است . اين تكنولوژي منسجم شده به افراد اجازه خواهد داد تا يك كارگاه توليدي سـود داررا براي بازارهاي رقابتي و حساس نسبت به زمان { با گرايش به فزوني يافتن اين خصايص } برقرار سازند.

شيوه هاي توليد

براي درك تاثير توليد بر زنجيره هاي تامين ، ابتدا لازم است تا بفهميم كه توليد چگونه آغـاز شـده اسـت و سـپس بـه ترسيم فلسفه هاي مختلف توليد براي روش هاي توليد بپردازيم . ۴ فلسفه توليد كه فقط به بحث آنها پـرداختيم را مـي توان با چهار شيوه توليد كليد ترسيم كرد : توليد براي انبار كردن ( MTS ( مونتـاژ براسـاس سفارشـي ( ATO (توليـد براساس سفارشي ( MTO ( مهندسي براساس سفارشي ( ETO ( هر كدام ، بسته به محـيط كـسب و كـار و نيـز نيـاز براي شبكه زنجيره تامين جهت ادامه روند عرضه با قابليت تغييري كه نتيجه ازدياد محصولات ، مشتريها و كانالهاست ، داراي ارزش مي باشند. اكثر شركتها ، اغلب مجبور هستند تا يك تركيب پيوندي از اين فرايندهاي توليدي را پياده كنند. شكل ۲ فلسفه هاي توليد گوناگوني را كه مي توان براي فرايندهاي توليد مختلف ترس يم كرد را نشان مي دهد . فلسفه توليد فشاري كه بر حداكثر سازي ظرفيت تمركز مي كند، بيشتر مناسب محيطي است كـه داراي تقاضـاي قابـل پـيش بيني دارد . و براي رسيدن به احتياجات عمليات زنجيره تامين سنتي ( كـه بـر اسـاس فروشـهاي پـروژه بنـدي شـده وطرحهاي عملياتي است ) و برنامه ريزي اصلي توليد ( MPS ( مي باشد . بنابراين اين در محيطي كه پيچيـدگي توليـد،
همانند قابليت تغيير تقاضا ، نسبتا پايين مي باشد بهترين كاركرد را دارد . در يك استراتژي توليد MTS ، فراينـد طـرف عرضه كاملا پيش بيني محور است و از دستيابي به مواد خام جهت گسترش موجودي كـالاي سـاخته شـده در كانـال ، بسط يافته است . فرايند حمل شامل بردن يك سفارشي و تحويل آن به مشتري مي باشد.
فلسفه توليد ناب نيز در محيطي با تقاضاي ايستا ، اما بر روي كشش نيز تمركز فراواني دارد. محيط توليد ناب ، بـه طـورمعمول تركيبي از كششي و فشاري است ، با كششي ، بيشتر از توليد فشاري بر خلاف جريان حركت مي كنـد . بنـابراينفرايند ATO به علاوه MTS مناسب اين روش مي باشد . در توليد ناب ، طرف عرضه فرايند بر كاهش مواد خـام يـاساخت براي انبار ( BTS ( مونتاژ كالاهاي نيمه ساخته شده از طريق شبكه عرضه تمركز مي كند . كه حمل كالا شاملبردن سفارشي ، انجام مونتاژ نهايي و تحويل محصول به مشتري مي باشد.
براي كسب و كارهايي كه درجه بالايي از متغير بودن را دارند ، توليد منعطف راه حل بالقوه است . توليد منعطف ، ترسيم خوبي براي فرايند BTO مي باشد . اين فرايند در اصل ، شبيه فرايند ATO است به جز براي حقيقت كاهش مواد خـام يا شبيه مونتاژ محصول نيمه تمام BTS است كه تقريبا بيشتر در جهت مخالف جريـان اسـت و كمـي ظرفيـت و مـواد اضافي ، يك تعامل خوب براي ساختن يك ابزار توليد پاسخگو را در نظر گرفته است .
هر چه سطح تغيير پذيري رو به افزايش مي گذارد و ويژگي هايي همچون هزينه ، كيفيـت و قابليـت دسترسـي تعيـين كننده صلاحيت بازار مي شوند ، شتاب پاسخ ، عامل تميز دهنده كليدي در محيط شديدا مشتري محور مي باشـد توليـدتطبيقي از تكنولوژي ، استفاده اهرمي مي كند تا توانايي توليد پيوندي اي را توليـد كنـد كـه از بهتـرين پـردازش هـاي فرايندهاي تولدي (ETO.MTO.ATO.MTS (سود مي برد. در يك فرايند تطبيقي ، هم طرف عرضـه كننـده و هـم طرف تكميل كننده روبرويي با م شتري ، بر تكنولوژي همكاريي كه قابليت ديدن در زنجيره عرضه را حدا كثر مي كنـد ، بنا شده اند.

قابليت اجرايي صنعت

ترسيم عمومي فرايندهاي توليد، براي صنايع ، از بعد درك ، اهميت فراواني دارد. ترسـيم عمـومي ، براسـاس پيچيـدگي  نسبي توليد و تغيير پذيري تقاضا كه در بخشهاي مختلف مشاهده شده است . اتصال صنايع مختلف به شيوه هاي توليـد كلي اي كه در آنها پردازش شده است را امكانپذير مي سازد . ساخت فرايند (براي مثال ) شايسته روشي توليد MTS مي باشد. در فرايند MTS ، زنجيره عرضه پيش بيني هاي تغذيه دوباره موجودي كه به حركـت در خـلاف جريـان عرضـه كنندگان مواد خام ، پايان مي دهد را مديريت مي كند . شكل ۳ ليست ساده اي از صنايعي كه به نحو احسن در ايـن رده بندي قرار مي گيرند را نشان مي دهد. كه شامل شيميايي ها ، pharmaceutical و نفت و گاز كه بـه خـوبي برخـيبخشهاي توليدي گسسته ايست هستند.

MTO .ATO كاربردهاي صنعتي مشابهي دارند ، مخصوصا در توليد تكراري و محيط توليـد براسـاس توليـد فـراوان .
تفاوت اصلي در درجه تغيير پذيري است كه حجم احتياطي موجـودي WIP مـورد اسـتفاده جهـت جداسـازي دو رده را تعيين مي كند . در محيط ATO ، موجودي احتياطي WIP ، بيشتر در جريان موافق است ( نزديك به كالاي تمام شده ) تا موجودي احتياطي اي كه در محيط تولدي MTO نگهداي مي شود . بنابراين ، ATO براي محـيط توليـد تكـراري كه حركت در خلاف جريان كمتري دارد، قابليت به كارگيري بيشتري دارد در حاليكه MTO براي محيط هـايي كـه بـرتوليد زياد تمركز دارند ، بيشتر قابل به كارگيري است.
اينچنين محيطهاي توليدي پيوندي ، به طور فزاينده اي در حال متداول شدن در صنايع خاصي مـي باشـد و تركيبـي ازاستراتژيهاي فشاري و كششي را جايگزين مي كند. تقابل فشاري و كششي در نقطه اي از زنجيره تامين رخ مي دهد كه در آنجا ، زمان كل باقيمانده براي تكميل و فرستادن كالاي تمام شده ، بيشتر از زمان حمل متعهد ش ده به مشتري باشد .
موجودي كالاي ساخته شده ، تجديد نمي شود مگر اينكه در تقابل ميان نقاط فـشار و كـشش بـه تـه رسـيده باشـد . براساس سياست rate – fill target و عامل تغيير پذير ، نقطه تقابل ، قابل حركت دادن به بـالا و پـايين مـي باشـد. صنايعي كه از توليد پيوندي سود مي برند داراي اتوماسيون و تكنولوژي سطح بالا مي باشند. در فرايند تولدي ETO ، زنجيره تامين فعال نمي شود مگر اينكه در آنجا بنگاهي براساس سفارش مشتري باشد. برخـي مثالها از صنايعي كه از اين فرايندها بهره مي برند ، شامل فضا و دفاع ، تجهيزات سرمايه اي ، ماشين آلات تخصـصي ، يعني جايي كه طراحي مهندسي ، ساخت و خريد بايد به طور تنگا تنگ كار كنند. در توليـد ETO اسـت كـه همكـاري تكنولوژي ها بيشترين تاثير را دارد.

نگاشت شيوه هاي ساخت به استراتژي زنجيره تامين

به خاطر تنوع در پردازش هاي صنعت همانند متعدد بودن خطوط محصول در صنايع مشابه ، اكثر شركت ها هميشه بـه تركيب پيوندي اي از پردازش هاي توليد نياز دارند . همچنانكه اعتياد {مشتري ساختن } انبوه بـه صـورت فزاينـده اي ضروري مي شود. پي بردن به بخشي از زنجيره تامين كه تحت مكانيزم محرك فشاري بهتر كار مي كند و بخـشي كـه توانايي مديريت شدن در سيستم كششي را دارد ، حتي اهميت بيشتري دارد . شكل ۴ به نگاشـت فراينـدهاي توليـد درزنجيره تامين فشاري و كششي پرداختند تا نقطه تجزيه اي را كه زنجيره تامين را به دو بخش قابل تميز جدا مي كند را  تعیین كند . كه يكي در جهت بنگاه مشتري محور مي باشد (بخش كششي ) و ديگري كه بر طرح ريـزي اسـتوار اسـت ( بخش فشاري ) . اين نقطه تجزيه معمولا به بزرگترين زمان تاخيري كه مشتري مهياي تحمل ان مي باشـد و نيـز بـه نقطه اي كه در آن تغيير پذيري تقاضاي محصول به طور چشمگيري افزايش مـي يابـد . بـستگي د ارد. بخـش فـشاري زنجيره تامين در وهله اول بر اساس پيش بيني مي باشد در حاليكه بخش كششي بر اسـاس تقاضـا مـي باشـد . نقطـه تجزيه يا تقابل كششي و فشار ، تحت نام نقطه تعويق ( postponement of point; pop (نيز بارها نام برده شـده است .

POP همچنين به عنوان تبادل بين انعطاف پذيري موجودي و انعطاف پذيري ظرفيت نيز ، بيان شده اسـت . هـر چـه تاثير فشار بر زنجيره تامين بيشتر باشد ، نياز به موجودي منعطف بيشتر است و هر چه تـاثير كـشش بـر زنجيـره تـامين  بيشتر باشد ، نياز به انعطاف پذيري ظرفيت بيشتر خواهد بـود . براسـاس فراينـدهاي توليـد مختلـف ( ATO . MTS . ETO . MTO ) موقعيت POP فرق مي كند . POP نقطه شناور (متغير ) جدا كننده طرف رودرروبا عرضه كننده و طرف رو در رو با مشتري در زنجيره تامين مي باشد.
هر چه شتاب و نيز قابليت ديده شدن زنجيره تامين بيشتر باشد ، امكان فشار بيشتر POP بـه سـمت بـالاي زنجيـره تامين وجود دارد. اين ضروري است كه يك شركت ، استراتژي هاي پيوندي توليد خود را براي بخش هـاي محـصول و مشتريان متفاوت ، تعريف كنند. سپس طرح مديريت عملكردش را به هر استراتژي اي همتراز كند يكبـار اسـتراتژي هـا مشخص مي شوند ، هدف توليد تطبيقي ، اصلاح مداوم POP و فشار موفقيت آميز تعامـل مـا بـين مـديريت تـامين و مشتري و نيز تكميل هر چه بيشتر حركت به سمت بالاي زنجيره تامين ميباشد . اينجا نياز به موجـودي ، وابـستگي بـه پيش بيني ، اسباب كار، نصب و راه اندازي ها و انبارداري حداقل مي سازد و كارايي آفـرين مرحلـه را امكـان پـذير مـيسازد.

تاثير تكنولوژي :

با تغيير صرفه جويي مقياس به صرفه جويي قلمرو، سرعت پاسخگويي ، به عنوان عامل اوليه محرك رضايت مـشتري ،مطرح مي شود. اگر چه فرايند و كاربردها هر دو نقش كليدي اي را در گذار به نـسخه بـا ارزش توليـد تطبيقـي دارنـد وشركت هايي كه خودشان را به طور اساسي از رقابت متمايز مي سازند و مي توا ننـد از تكنولـوژي يـك اسـتفاده اهرمـي ببرند تا بتوانند توانايي همكاري و قابليت ديده شدن (تسلط) در شبكه زنجيره تامين ارتقا يابد.
دو نيروي برتري دهنده ، شركت ها را وادار به شروع تفكر در رابطه با تكنولوژي به عنوان توانمند كننـده كليـدي توليـدمي كند:
توليد به صورت مضاعفي ريز شده است و در حال توسعه يابي جهاني مي باشد . با كارخانه هاي مونتاژ بسيار كـم سـطح جديدي از قابليت مشاهده اطلاعات ، براي قادر كردن توليد همزمان در زنجيره تامين و شبكه تولـدي ، مـورد نيـاز مـي باشند.
فشارهاي رقابتي در حال اجبار كردن به توسعه توانايي تولي د customitation ي است كه به شركت ها اجازه بـرآورده كردن تقاضاي مشتري به صورت سودآور را مي دهد . اين روند نياز به سطوح جديدي از اتصالات ما ين سيـستمها دارد تا به همكاري ما بين شركاي طراحي ، توليد ، مهندسي ، تامين و توزيع كمك كند.
اين دو نيرو ،چالشهايي را كه شركت هاي توليدي به خاطر فقدان قابليت ديده شدن و همكاري ، با آنها روبرو بود را روزبه روز پيچيده تر مي سازد. چالشهايي چون:
فعاليت application
مهندسي علاقه مند است كه تمام سفارشات براي محصول را شناسايي كنند تـا آنـرا تـاثير يـك سـفارش تغييـر فـوريمهندسي عنوان كنندكه، ماشيني كه براي رسيدن به “وعده هاي تحويل مشتريان ” لازم است ، خراب مـي شـود و درنتيجه سفارشات فعلي موجود در شبكه ، بايد دوباره زمانبندي شوند.
توالي بهينه سفارشهاي كاري فعلي نيازمند زمانبندي براساس عرضه و ساعات در دسترس مي باشد.
اعلانات ناگهاني مشتريان ، بيان كننده دوبله شدن حجم سفارشات ( بدون تاخير زماني) يا لغو كردن كل سفارشي ، مـي باشد.
سيستمهاي منفرد ، عدم كفايت طولاني در گذشته ، زماني كه توليد متمركز شده بود و گامهاي بحراني در زير يك سقف واحـد رخ مـي داد . اعمـالي سـنتي اي همچون راه حلهاي انجام توليد ( MES ( در بيشتر مواد براي مباحث روزانه ، مناسب تشخيص داده مي شد. شركت هـا مي توانند MES را در كارخانه اي اجرا كنند و يكي يكي آنها را مقابل هم قرار دهند تـا اطلاعـات مربـوط بـه همـان كارخانه را به سيستمهاي مختلفي CAD. CAM.ERP.SCM.PDM.SMR بفرستد. بـسياري از صـنايع ، هنـوز از اينچنين سيستمهاي منفردي براي مديريت فعاليت هاي سطوح پاييني استفاده مي كنند تا كيفيت و بهره وري را بهبـود ببخشند. برخي اطلاعات و فعاليت هاي سطوح پاييني كه توسط سيستم ها حمايت مي شوند عبارتند از : تخصيص منابع ، توزيع امكانات واحدهاي توليدي ، مديريت كيفيت ، برنامه ريزي عملياتي ، زمانبندي جزئي شده ، مديريت نيروي كار ،پيگرد محصول و نگهداري ثبنهايي كه در مورد شجره نامه محصول مي باشند.

ولي ، داشتن حالت فعلي تكه تكه شده توليد با راه حلهاي منفردانه ارزش كمي دارد . براي موفق بودن در محيط امروزي كسب و كار ، شركتها به راه حلهايي نياز دارند كه در محيط بين المللي ، چند محلي ، چند شركتي و تقسيم شـده جـواب دهد . كه اين حالت ، نياز به راه حلهاي مديريتي قابل مقياس بندي ( sealable (نياز دارد كه ،توانـايي كـار كـردن در محيط تقسيم شده و پايگاه هاي سخت افزاري و سيستم هاي عملياتي مختلف را دارند.

فراهم سازي يك پتانسيل جديد براي قابليت اتصال توسط شبكه با بلوغ پايگاه web و تاسيس اينترنت به عنوان كانـال ارتباطـاتي ، ايـن هـم ممكـن اسـت و هـم از لحـاظ اقتـصادي امكانپذير است كه به سطوح پايين عملياتي متصل شديم . همچنين فراموش كردن رابطه هاي بين فعاليت هاي توليدي  و ديگر فعاليت هاي شركت ( مانند SRM.,PDM.CRM.SCM.ERP ) را در درون و در عرض مرزهاي سـازماني، امكانپذير ساخته است . تكنولوژي بر پايه XML انتخاب هاي اقتصادي مورد نياز براي مديريت داده هـا ، فعاليـت هـا و وسيله هاي مختلف فرايندهاي كسب و كار را تامين مي كند. اينچنين تكنولوژي اي مي تواند مزاياي كليدي اي را براي توليد كننده ها به ارمغان آورد مزايايي كه شامل موارد زير مي شو ند :
قابليت رويت جهاني عملياتهاي سطح پايين و نيز توانايي عمل كردن بر مبناي اين اطلاعات
راه اندازي جريان هاي كاري مشاركتي در بين شركا
صفر بودن پنهان بودن اطلاعات
همزمان سازي سيستماتيك اطلاعات و جريان هاي فرايند كسب و كار
بهينه سازي فرايند درون و در بين شركا
اتحادها و ارتباطات بين سازماني و درون سازماني

نظري به را حل SAP

راه حلهاي SAP ، قابليت عملياتي اي دارد كه عميقا در سطح پ ايين و گسترده مي شود. شكل ۵ نـشان مـي دهـد كـهفلسفه توليد انطباقي SAP با شبكه زنجيره تامين انطباقي تيش ، در راستاي توانمند سازي خود در پاسخگويي سـريع و منعطف در عمليات توليدي ، آرايش مي گيرد.
برنامه ريزي و اجرا، شامل چرخه تغذيه رو به جلواي مي باشد كه توليـد سـطح پـايين را مـديريت مـي كنـد در حاليكـه احساس و پاسخگويي ، شامل چرخه بازخوري مي باشد كه نظارت دائمي توليد و مديريت كاراي انحرافات را امكان پذير مي سازد. در توليد انطباقي ، يادگيري ، يك فرايند ادامه دار مي باشد . دانش و درسهاي يادگرفته شد ه به صورت مداوم در فرايند توليد متداخل شده است . SAP راه حلهايي را ارائه مي دهد كه همه اين اجـزا را توانمنـد مـي سـازد ( برنامـهريزي ، اجرا، احساس ، پاسخگويي و يادگيري ) جدول ۴ چگونگي كاربرد اجزا را در توليد نشان مي دهد.
SAP در حال حاضر ، گسترده ترين دامنه راه حلها را براي صنعت تول يدي ارائه مي دهد . راه حلهايي كه از روش هـاي توليد گوناگون حمايت مي كنند. برخي از روش هاي كليدي اي كه SAP حمايت مي كند . عبارتند از :

Make-to-Stock ­

Make-to-Order ­

Assemble-to-Order ­

Configure-to-Order ­

Lean Manufacturing ­

Repetitive Manufacturing ­

Manufacturing with Final Assembly ­

Manufacturing without Final Assembly ­

براي امكانپذير شدن ، تنوعي به اين گستردگي براي روشهاي توليد ، SAP ، يك مجموعه غير همتا از تواناييهايي كـه وسط هزاران مشتري در گوشه و كنار جهان مورد استفاده قرار مـي گيرنـد را ارائـه كـرده اسـت . شـكل ۶ تواناييهـاي عملياتي كه توسط SAP امكانپذير شده اند را نشان مي دهد كه شامل مهندسي ، برنامه ريزي ، اجرايي ، مديريت مـواد، مديريت دسته توليدي و كنترل فرايند براي همه صنايع پيوسته و مجزا جزئيات اين توانمندي در ضميمه A آمده اسـت.
علاوه بر ارائه مجموعه وسيعي از تواناييهاي سطح پايين عملياتي SAP يك اتصال بدون شكاف همانند و اصـل هـاي از راه دور استاندارد OPC را به فرايندهاي كليدي ( CSM, SRM, CRM , PLM ) يك راه مناسب و راحت براي اتصال به فعاليت هاي توليدي ، جهت اتوماسيون و كنترل فرايند مي باشد.
SAP ، وسعت و عمق خالصي تجربه صنعت را براي ساختن جريان كاري صنعت و حتي كل را طراحـي مـي كنـد كـه توليد را قادر مي كند تا كارش را به خوبي توليدي كه داراي چنين شاخ و برگ فرايندهاي عملياتي مي باشد انجام دهـد .
برخي از اين فرايندها عبارتند از مديريت سفارشي ، طراحي محصول و همكاري د ر انجام كار . تواناييهاي آزمون شـده و اثبات شده SAP ، در صنايع مختلفي در اندازه هاي گوناگون ، مورد استفاده قرار مي گيرند ، كه شامل مـوارد زيـر مـي شوند :

Aerospace and defense
Automotive
Chemicals
Consumer products
Engineering and construction
High tech
Mill products
Mining
Oil and gas
Pharmaceuticals

علاوه بر ارتقاي راه حلهاي فعلي توليدي ، SAP به ايجاد توانايي هاي عملياتي توليدي اضافي اي كه صنعت در آينـده نياز خواهد داشت نيز تداوم مي بخشد. كه برخي از آنها در جدول ۵ نشان داده شده است .
مديريت داده هاي اصلي ، شركت هاي توليدي را با يك پايگاه داده ايي كه از گام طراحي از طريـق كـل چرخـه حيـات محصول ، تشكيل يافته است تامين مي كند. كه اين در بين وظايف ديگري همچون خريد ، مالي و مهندسـي ، تـسهيم مي شود تا زمان كافي براي ورود به بازار، زمان كافي براي تغيير حجم و به طور اهم ، كاهش خطاهايي كه به همكاريطراحي- مهندسي – توليد زيان مي رسانند.
manufa driven- Event اجازه يك ديد سريع و زيركانه به استثناها را مي دهد . قوانين منطق اقتضائيات ، امكـان هشدار پويايي را كه تاثيرات استثناها را حداقل مي كند را فراهم مي كند. يك portal توليدي ، براي توليد مردم – محوري كه افراد زيادي در آن به كار مشغولند كليدي است . كه ويژگـي كـار بر را براي هدايت آسان مجموعه اي خواهد داشت تا كارايي را افزايش دهد و بهره وري كارگران را ارتقا دهد . تكميل كننده توسعه هاي فوق ، ( NETweaver SAP ) پايگاه تكنولوژي SAP مي باشد . ديده مي شود NETweaver SAP همه فعاليت ها را با هم نگه مي دارد و به شكل واحد در آوردن و مرتـب سـازي مردم ، اطلاعات و فرايند كسب و كار در طي تكنولوژي ها و سازمانها ، كمك مي كنند . اين ، جـامع و بهتـرين در نـوع خود ، تكنولوژي ادغام شده مبتني بر تجربه بلند مدت SAP در توسعه هدف بنيادي سازمان ( راه حلهاي بحراني كـسب و كار ) مي باشد. پايگاه تكنولوژي SAP در استفاده اهرمي از سرمايه گذاري هاي در زمينه IT به شـركت كمـك مـي كند و اساس نوآمديهاي آينده را در طي فرايندها بنيان مي نهد . براساس استاندارد باز و معماري شبكه محور اسـت كـهآن از چشم انداز تكنولوژي اطلاعاتي ناهمگن ، حمايت مي كند و كاملا آماده عملـي شـدن اسـت محيطهـاي ,NET  J2EE شكل ۷ بسته تكنولوژي NETweaver SAP را نشان مي دهد .
پايگاه NETweaver SAP بهترين اجزا در نوع خودشان را با هم تركيب مي كند تا به يك پايگاه كسب و كار آمـاده دست يابد. Dynpro Web NETweavers SAP براي توسعه و راه اندازي رو در رويي كارير براي عمليات موجود در پايگاه به كار مي رود. پورتال قالب حمل اطلاعات براي همه عمليات ( SAP يا غير آن ) مي باشد تلفيـق Broker و مديريت فرايند كسب و كار ادغام مركزي فرايند را براي سيستم هاي SAP يا غير آن در درون و ماوراي مرزهـاي شركت ها كه براساس استانداردهاي بازي چون XML.JAVA و استانداردهاي خدماتي وب مي باشند را امكـان پـذير مي سازد.
NETweaver SAP هم داده هاي ساختار يافته و هم غير ساختار يافته را با هم ادغام مـي كنـد تواناييهـاي هـوش كسب و كار ( BI ( شامل پايگاه BIتنومندي است كه شامل يك رشته كامل از ابزار BI ) شامل گزارش دهي ، تجزيـهو تحليل و انتقال اطلاعات ) : مـديريت و اداره انبـار داده و تنوانـايي هـاي اسـتخراج ، تبـديل و بـاز كـردن ( ETL(تواناييهاي مديريت دانش ، شامل خدمات كار بر محـوري اسـت كـه نقطـه دسترسـي بـه انبـار سـه بخـش را هماننـدسيستمهاي مديريت محتواي SAP ايجاد مي كند . مديريت دانش همجنين ارمغان دهنده تحقيق ، رده بندي ، طبقـه بندي ، مديريت محتوا و تواناييهاي انتشار ادغامي مي باشد و از فراين دهاي جريان كاري مرتب شده ، حمايت مي كنـد .
كه اين كليدي براي موفقيت در ارتباط دهي عمليات هاي توليدي درون و بين سازماني مي باشد.

مديريت تطبيقي : يك هدف دست يافتني

SAP يك آرايش بزرگ از عمليات هاي توليدي را پيش روي ما قرار مي دهد . اين عمليات ها همه صنايع كار در بـين گونه هاي مختلف روش هاي توليد و ايجاد رابطه يكپارچه با عمليات هاي توليدي براي وظايف كسب و كارهاي ديگـر،از طريق استفاده اهرمي از پايگاه تكنولوژي برتر ، را پوشش مي دهد . اينچنـين تواناييهـاي تكنيكـي بزرگـي ، SAP راتامين كننده رهبر راه حلهاي توليدي امروزي و شركتي با تجربه صنعتي و نگاهي به واقع نگرانه كردن مديريت تطبيقـيكرده است .

 

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر از خدمات آنلاین مهرپل به سایت شرکت مهرپل مراجعه فرمائید .

ارسال پاسخ

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

Warning: Cannot assign an empty string to a string offset in /home/mehrpoln/public_html/mag/wp-includes/class.wp-scripts.php on line 486